بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين )
408
خلاصة التجارب ( طبع قديم )
بواسطهء ميل خون سوداوى به پائين و ميل بخارات بد از ورم به بالا و هرگاه مطول را اسهال خون افتد اميد آن بود كه به زودى تحليل پذيرد و امّا اگر كهن گردد بزلق الامعا و استسقا ادا كند از جهت آنكه مزاج سرد بود و حرارت غريزى ضعيف شود و بول مطحول هرچند غليظتر و رنگينتر باشد بهتر بود و اگر تغسلى در سوبى متفرق در آب بيند بهتر بود و هرگاه اندر دليل خون فسرده پديد آيد آماس زائل گردد و گاه افتد كه بحران اين آماس برعاف و گاه باشد كه اندر پس گوش آما مىكند صلب و بسيار بود كه اين اماس طحال بآماس جگر انتقال كند و اين اسلم باشد و آنجا كه ورم گرم بود از تپ و تشنگى و سوزش محل خالى نباشد و در صفراوى اين حالات بيشتر باشد و در بلغمى ملمس نرم بود و رنگ سفيد بسياهى مائل بود و آنجا كه صلب شود مطحول ملول و محزون باشد و فكرش برقرار نباشد و عقلش مخبط بود و چون سپرز از ورم بغايت بزرگ شود شكم بزرگ شود و نفس تنگى كند و جگر ضعيف گردد و رنگ بسپيدى و زردى گرايد و بدن نحيف گردد و گردن باريك شود و سر را راست نتواند نگاه داشتن و هرگاه سپرز كوچك مىشود بدن قوت مىگيرد به همان مقدار و سپرز را با بدن اين نسبت واقع است و گاه باشد كه چون دست بر ورم نهند و آن را نيك بجنبانند قراقرى در ان محل پديد آيد و سبب آن مادى بود كه در روده مجاور ان ايستاده باشد بواسطهء مزاحمت و منع ورم سپرز آن را و بدين جهت بسيار باشد كه قولنج ريحى هم مطحول را واقع شود و از جهت غلظت مادهء مطحول از مرض نزلات ايمن بود و گفتهاند كه هرگاه مطحول از درد سپرز بنالد اميد سلامت بود جهت دلالت آن بر سلامتى حس سپرز و امّا بقراط گفتهاند كه هرگاه اشتهاى مطحول باطل گردد يا براز خون سرخ ظاهر گردد و بر اعضاى وى بثرهاى سپيد و قرحهاى بىدرد پديد آيد روز دوم هلاك گردد علاج بدانكه ترتيب تدبير اين ورم به ترتيب ورم كبد نزديك است ليكن اينجا چون قى و اسهال بعسر واقع مىشود و محل نيز از دوا بعدست و جوهر عضو از جوهر كبد غليظترست ادويه كه اينجا استعمال نمايند از داخل و خارج جمله به قوت براز آنها و با وجود اين لطيفتر و معتدلتر بايد تا ماده را بكثافت و سخونت غليظ و محترق نسازد و اگر ادويه تلخ و تيز يا چيزى قابض آميخته مناسب باشد و دستور لائق آنست كه اولا از باسليق دست چپ حبل الذراع فصد كنند و چون قوت به تن بازآمد ماده را باستفراغ بدفعات پاك سازند و در ان اوقات از اشربه و اغذيه لايقه آنچه مناسب وقت باشد به كار بدارند و در تقليل غذا به مقدارى كه ممكن باشد بكوشند و آب آشاميدن